روز پزشک؛ روایت سال‌هایی که پزشکان کنار مردم ایستادند

تبلیغات بنری

روز پزشک، فقط یک مناسبت در تقویم نیست، یادآور روزهایی است که پزشکان و کادر درمان در سخت‌ترین بحران‌های سال‌های اخیر، از کرونا تا جنگ، در کنار مردم ماندند؛ از ماه‌ها دوری از خانواده و ایستادن در برابر ویروسی ناشناخته تا حضور در بیمارستان‌هایی که در معرض حملات قرار داشتند. پزشکانی که در روزهای ترس و اضطراب، خودشان به امیدی برای ادامه زندگی تبدیل شدند و شماری از آنان نیز در راه نجات جان دیگران، جان خود را از دست دادند.

 به گزارش خبرنگار بها، اول شهریور در تقویم ایران به نام روز پزشک ثبت شده است؛ روزی برای قدردانی از کسانی که سال‌ها درس می‌خوانند، از آزمون‌های سخت عبور می‌کنند و در نهایت مسئولیت سلامت انسان‌ها را بر عهده می‌گیرند. اما برای جامعه ایران، روز پزشک فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ یادآور روز‌هایی است که پزشکان و کادر درمان در سخت‌ترین بحران‌های سال‌های اخیر، از همه فاصله نگرفتند، بلکه به مردم نزدیک‌تر شدند؛ از روز‌های هراس‌انگیز کرونا تا روز‌های جنگ و موشک‌باران بیمارستان‌ها. پزشکانی که در این میدان‌ها، گاهی ماه‌ها خانواده خود را ندیدند و شماری از آنان نیز جان خود را در راه خدمت از دست دادند.

اول شهریور؛ روزی برای قدردانی از پزشکان

اول شهریور، همزمان با زادروز ابوعلی سینا، پزشک و دانشمند نامدار ایرانی، در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز پزشک» نامگذاری شده است؛ مناسبتی که فرصتی برای توجه به جایگاه پزشکان و نقش آنان در حفظ سلامت جامعه فراهم می‌کند.

پزشک شدن، مسیری کوتاه و ساده نیست. پشت هر روپوش سفید، سال‌ها درس خواندن، آزمون‌های دشوار، آموزش‌های تخصصی، شب‌بیداری، کارآموزی، دوره‌های تخصص و فوق‌تخصص و ساعت‌های طولانی حضور در بیمارستان قرار دارد. بسیاری از پزشکان از سال‌های نوجوانی برای رسیدن به این جایگاه تلاش می‌کنند و بعد از ورود به دانشگاه، با کتاب‌های قطور، امتحان‌های سنگین و شیفت‌های طولانی روبه‌رو می‌شوند تا در نهایت بتوانند در حساس‌ترین لحظات زندگی یک انسان، تصمیمی بگیرند که گاهی مرز میان مرگ و زندگی است.

اما ارزش واقعی این حرفه را شاید بیش از هر زمان دیگری بتوان در بحران‌ها دید؛ زمانی که بیمارستان دیگر فقط محل کار نیست، بلکه به میدان خدمت تبدیل می‌شود و پزشک باید در شرایطی که خودش نیز در معرض خطر قرار دارد، کنار بیمار بماند.

یکی از مهم‌ترین این روزها، روز‌های همه‌گیری کرونا بود؛ روز‌هایی که جهان با ویروسی ناشناخته و ترسناک مواجه شده بود. مردم از یکدیگر فاصله می‌گرفتند، خانواده‌ها نگران سلامت عزیزانشان بودند و بسیاری از افراد تلاش می‌کردند حتی‌الامکان از محیط‌های شلوغ دور بمانند تا گرفتار بیماری نشون ، اما پزشکان و پرستاران نمی‌توانستند فاصله بگیرند.

آنها باید درست در نقطه‌ای حضور پیدا می‌کردند که بیشترین احتمال ابتلا وجود داشت؛ کنار تخت بیمار، در بخش‌های عفونی، اورژانس‌ها و بیمارستان‌هایی که هر روز تعداد بیشتری از بیماران کرونایی را پذیرش می‌کردند.

کیانوش جهانپور، رئیس وقت مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، در فروردین ۱۳۹۹ اعلام کرد که تا آن زمان ۴۳ نفر از پزشکان، پرستاران و کادر بهداشتی و درمانی کشور که در خط مقدم مقابله با کرونا بودند، جان خود را از دست داده‌اند، این عدد تنها یک آمار نبود، پشت هر عدد، یک خانواده، یک پدر یا مادر، یک فرزند و یک انسان قرار داشت که برای نجات دیگران به میدان رفته بود.

در آن روزها، پزشکان برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی تبدیل به عضوی از خانواده شدند. بیماری که پشت در بیمارستان منتظر درمان بود، خانواده‌ای که از دور نگران پدر یا مادر سالمند خود بود و بیماری که در تنهایی با ویروس مبارزه می‌کرد، چشم امیدش به پزشکی بود که شاید خودش هم روز‌ها خانواده‌اش را ندیده بود.

ماه‌ها دوری از خانه، شیفت‌های طولانی، لباس‌های مخصوص، ماسک و تجهیزات حفاظتی و نگرانی دائمی از انتقال بیماری به اعضای خانواده، بخشی از زندگی کادر درمان در آن دوران بود، در روز‌هایی که ترس از کرونا جامعه را فرا گرفته بود، پزشکان و پرستاران درست در نقطه مقابل ترس ایستادند.

از روز‌های کرونا تا روز‌های جنگ؛ روپوش سفید در خط مقدم

کرونا تنها آزمونی نبود که جامعه پزشکی ایران در سال‌های اخیر پشت سر گذاشت. در سال‌های جنگ نیز بار دیگر بیمارستان‌ها و مراکز درمانی به محل حضور پزشکان و کادر درمان تبدیل شدند؛ با این تفاوت که این بار علاوه بر بیماری و جراحت، صدای انفجار و موشک نیز به فضای زندگی آنان اضافه شده بود.

روز پزشک؛ روایت سال‌هایی که پزشکان کنار مردم ایستادند

در جنگ ۱۲ روزه، تصاویر متعددی از تلاش پزشکان و پرستاران برای حفظ جان بیماران منتشر شد؛ تصاویری که نشان می‌داد حتی در شرایطی که امنیت بیمارستان‌ها نیز در معرض تهدید قرار گرفته بود، کادر درمان تلاش می‌کرد فعالیت درمانی متوقف نشود.

یکی از تصاویر ماندگار این روزها، مربوط به تولد نوزادی در شرایط دشوار بیمارستانی بود؛ جایی که کادر درمان، با وجود شرایط جنگی و خطرات ناشی از حملات، تلاش کردند روند درمان و تولد نوزاد را ادامه دهند. چنین صحنه‌هایی برای مردم معنایی فراتر از یک اقدام پزشکی داشت؛ پیامی روشن داشت: زندگی حتی در سخت‌ترین روز‌ها متوقف نمی‌شود.

در جنگ رمضان نیز بار دیگر پزشکان، پرستاران، نیرو‌های اورژانس و دیگر اعضای نظام سلامت در خط مقدم قرار گرفتند، بر اساس اعلام رئیس کل سازمان نظام پزشکی، ۱۳ تن از اعضای کادر سلامت در جریان جنگ رمضان به شهادت رسیدند. همچنین در گزارش‌های منتشرشده، از حمله به بیش از ۲۰ بیمارستان و مرکز درمانی و اورژانس سخن گفته شده است.این آمار نشان می‌دهد که مسئولیت کادر درمان در زمان جنگ تنها درمان مجروحان نیست؛ آنها باید در شرایطی که خودشان نیز در معرض خطر هستند، چراغ بیمارستان را روشن نگه دارند.

پزشکی که در شرایط عادی با یک بیماری، تصادف یا حادثه روبه‌رو می‌شود، در شرایط جنگی با مجموعه‌ای از بحران‌ها مواجه است؛ از افزایش ناگهانی تعداد مجروحان گرفته تا آسیب به زیرساخت‌های درمانی، قطع احتمالی مسیر‌های دسترسی، فشار روانی و خطر مستقیم حملات، با این حال، روایت پزشکان در این روز‌ها روایت عقب‌نشینی نبود؛ روایت ماندن بود.

تصاویر کادر درمانی که در میان آوار، صدای انفجار و اضطراب ناشی از حملات، نوزادان و بیماران را در آغوش گرفته بودند، بار دیگر نشان داد که پزشکی فقط یک شغل نیست. برای بسیاری از پزشکان و پرستاران، لحظه‌ای که بیمار به کمک نیاز دارد، زمان کنار کشیدن نیست.

یکی از تصاویر تأثیرگذار جنگ رمضان نیز تصویر یکی از اعضای کادر درمان بود که سه نوزاد را در آغوش گرفته بود؛ تصویری که بیش از هر توضیحی می‌توانست مفهوم مراقبت را نشان دهد. او در شرایطی که خطر وجود داشت، نوزادان را مانند فرزندان خود در آغوش گرفته بود و حاضر نبود آنها را رها کند.شاید همین تصاویر است که باعث می‌شود جامعه در روز‌های سخت، بیش از همیشه به پزشکان اعتماد کند؛ اینکه بدانیم اگر بیماری یا حادثه‌ای پیش بیاید، کسانی هستند که در سخت‌ترین شرایط کنارمان می‌ایستند.

در سال‌های اخیر، بیمارستان‌ها در کنار مأموریت اصلی خود، بار سنگین بحران‌های اجتماعی و ملی را نیز تحمل کرده‌اند. کادر درمان در بحران کرونا با بیماری ناشناخته روبه‌رو شد و در جنگ، با مجروحانی مواجه شد که در نتیجه حملات و انفجار‌ها نیازمند درمان فوری بودند، پزشکان در هر دو میدان، یک وظیفه مشترک داشتند: نجات جان انسان.

لبخندی که از پشت ماسک ماند؛ پزشکان، فرزندان همین جامعه

شاید یکی از زیباترین بخش‌های روایت پزشکان در روز‌های کرونا، تنها درمان بیماران نبود؛ بلکه تلاش برای زنده نگه داشتن امید بود.در آن روزها، تصاویر و ویدئو‌های متعددی از بیمارستان‌ها منتشر می‌شد که در آنها پزشکان و پرستاران، با وجود ساعت‌های طولانی کار و خستگی، برای بیماران برنامه‌های ساده شادی و سرگرمی ایجاد می‌کردند. گاهی یک موسیقی، یک شوخی، یک حرکت ساده یا لبخندی کوتاه، فضای سنگین بیمارستان را برای چند دقیقه تغییر می‌داد.

آنها خودشان خسته بودند، اما تلاش می‌کردند بیمار احساس تنهایی نکند، پزشکی که ساعت‌ها درگیر درمان بیماران بود، خودش نیز از ترس ابتلا و انتقال بیماری به خانواده‌اش رنج می‌برد، اما وقتی وارد اتاق بیمار می‌شد، باید امید می‌داد. شاید همین تناقض، یکی از سخت‌ترین بخش‌های آن روز‌ها بود؛ اینکه کسی که خودش نگران است، باید به دیگری آرامش بدهد.

پزشکان و پرستاران، فرزندان همین جامعه بودند؛ همان‌هایی که سال‌ها قبل در خانه‌های خودشان برای کنکور درس خوانده بودند، شب‌ها بیدار مانده بودند، کتاب‌های قطور پزشکی را ورق زده بودند، سال‌های طولانی آموزش دیده بودند و بعد از عبور از مسیر دشوار پزشکی، به بیمارستان رسیده بودند.آنها از خانواده‌های همین مردم آمده بودند و در نهایت، در سخت‌ترین روز‌ها به همان خانواده‌ها خدمت کردند.

روز پزشک؛ روایت سال‌هایی که پزشکان کنار مردم ایستادند

در روز‌های کرونا، تیتر بسیاری از رسانه‌ها به فداکاری کادر درمان اختصاص داشت. دلیل آن نیز روشن بود؛ پزشکان و پرستاران در شرایطی مقابل ویروسی ناشناخته ایستاده بودند که هنوز شناخت کاملی از آن وجود نداشت و درمان قطعی مشخصی برای آن در دسترس نبود، جامعه‌ای که از ترس بیماری از یکدیگر فاصله می‌گرفت، در بیمارستان شاهد افرادی بود که برای نجات بیماران مجبور بودند به آنها نزدیک شوند؛ و همین تصویر، معنای واقعی فداکاری را نشان می‌داد.

سال‌ها بعد، وقتی از آن روز‌ها عبور کرده‌ایم، شاید بسیاری از جزئیات آن دوران کم‌کم از حافظه جمعی فاصله بگیرد، اما تصویر پزشکانی که با لباس‌های حفاظتی، ماسک و چهره‌های خسته پشت در‌های بیمارستان ایستاده بودند، همچنان در ذهن مردم باقی مانده است، امروز نیز وقتی از روز پزشک سخن می‌گوییم، نمی‌توان این خاطرات را نادیده گرفت.

روز پزشک تنها روز تبریک گفتن به پزشکانی نیست که در مطب‌ها و بیمارستان‌ها به درمان بیماران مشغول‌اند؛ روز یادآوری مسئولیتی است که یک جامعه به این قشر سپرده است. مسئولیتی که در روز‌های عادی با درمان بیماری معنا پیدا می‌کند و در روز‌های بحران، شکل دیگری به خود می‌گیرد.از کرونا تا جنگ، از بخش‌های بیمارستان تا اورژانس، از اتاق عمل تا کنار تخت نوزاد، روایت مشترک پزشکان و کادر درمان یک چیز بوده است: ماندن در کنار مردم.

در دوران کرونا، جامعه بیش از ۱۴۰ هزار نفر از هموطنان خود را در اثر این بیماری از دست داد و هزاران خانواده داغدار شدند؛ اما در همان روز‌هایی که بیماری قربانی می‌گرفت، پزشکان و کادر درمان تلاش می‌کردند تعداد قربانیان بیشتر نشود.امروز که از آن روز‌های تلخ فاصله گرفته‌ایم، شاید بهترین ادای احترام به پزشکان، فقط تبریک گفتن نباشد؛ بلکه به یاد آوردن روز‌هایی باشد که آنان در سخت‌ترین شرایط کنار مردم ماندند.

روز پزشک، روز کسانی است که گاهی برای نجات یک انسان، از آسایش خود می‌گذرند؛ کسانی که در بحران کرونا ماه‌ها از خانه و خانواده فاصله گرفتند، شماری از آنها جان خود را از دست دادند و سال‌ها بعد، در میدان جنگ نیز بار دیگر در کنار مردم ایستادند، روپوش سفید آنها در سال‌های اخیر، فقط نشانه یک حرفه نبود؛ برای بسیاری از مردم، نشانه‌ای از امید بود، امیدی که در روز‌های ترس، بیماری و جنگ، اجازه نداد چراغ زندگی خاموش شود.

تبلیغات بنری

منبع : خبرگزاری snn

دیدگاهتان را بنویسید